محمد تقي جعفري

223

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

منع كردن منكران انبياء عليهم السلام را از نصيحت كردن و حجت آوردن جبريانه ( ( 2900 ) ) قوم گفتند اى نصوحان بس بود آن چه گفتند ار در اين ده كس بود ( ( 2901 ) ) قفل بر دلهاى ما بنهاد حق كس نداند برد بر خالق سبق ( ( 2902 ) ) نقش ما اين كرد آن تصويرگر اين نخواهد شد به گفت و گو دگر ( ( 2903 ) ) سنگ را صد سال گويى لعل شو كهنه را صد بار گويى باش تو ( ( 2904 ) ) خاك را گويى صفات آب گير آب را گويى عسل شو يا كه شير هيچ از آن اوصاف ديگرگون شوند ؟ آب كى گردد عسل اى هوشمند ( ( 2905 ) ) خالق افلاك و هم افلاكيان خالق آب و تراب و خاكيان ( ( 2906 ) ) آسمان را داد دوران و صفا آب و گل را تيره روئى و نما ( ( 2907 ) ) كى تواند آسمان دردى گزيد كى تواند آب و گل صفوت خريد ( ( 2908 ) ) قسمتى كرده است هر يك را رهى كى كهى گردد به جهدى چون كهى ؟ ( ( 2901 ) ) قفل بر دلهاى ما بنهاد حق كس نداند برد بر خالق سبق جبريون بر دلهاى در گشاده با دست خود قفل مىزنند و براى تصحيح تبه كارىهاى خود آن را به خدا نسبت مىدهند مقدارى از مباحث مربوط به جبر و اختيار در مجلدات گذشته بحث شده و مسائل ديگرى از جبر و اختيار را در تفسير و نقد و تحليل دفتر پنجم بررسى خواهيم كرد . در اين مورد به بيان نكته‌اى اكتفا مىكنيم و آن اين است كه اشخاص جبر پرست نه تنها با واقعيت محسوس مبارزه مىكنند ، بلكه بدون اين كه حد اقل به ناتوانى